تبليغاتX
جبران ناپذیر
بگذار شعر ِ ما و تو
                        باشد
تصويرکار ِ چهره‌ي پايان‌پذيرها:
تصويرکار ِ سُرخي‌ لب‌هاي دختران
تصويرکار ِ سُرخي‌ زخم ِ برادران!
و نيز شعر ِ من
يک‌بار لااقل
تصويرکار ِ واقعي چهره‌ي شما
دلقکان
دريوزه‌گان
"شاعران!"

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 11:35 توسط رها کامران |

لابد شما هم اخبار مربوط به لایحه حمایت از خانواده رو شنیدید! به بقیه اش کار ندارم اما ماده ۲۳ که به مرد ها اجازه می ده بدون اجازه از همسرانشون و به راحتی همسر دیگری اختیار کنند واقعا وحشتانک و نگران کننده است! به عنوان یک زن هیچ وقت نمی تونم به همسرم اعتماد کنم و ناخودآگاه به همه چیزش مشکوک می شم و دلم می خواد که همیشه مواظب رفتار و کردارش باشم! همچنین احساس من اینه که اینطوری زن به موجودی بی اختیار که هیچ نقشی در زندگیش نداره تبدیل می شه! یعنی زن زائیده می شه که به عقد یک مرد دربیاد و و بچه داری و خونه داری کنه! و تو بقیه قضایا هیچ تاثیری نداره! در حالیکه حداقل زنهای جامعه ایرانی تا اونجایی که می دونم حضور بسیار موثری در جامعه دارند! و با اینکار جامعه رو از داشتن زنان متخصص و فهمیده محروم می کنیم! از طرفی در این ماده تصریح شده است که در صورت داشتن تمکن مالی! امروزه اغلب خانواده های ایرانی از طریق مشارکت زن در فعالیت های اقتصادی ست که می تونند به شکلی معمولی اداره شوند و اگر درآمد زن را حذف کنیم دیگر چیزی از تمکن مالی مرد باقی نمی مونه! حال بماند خانواده هایی که فقط از طریق درآمد زن خانه اداره می شوند! تصویب این لایحه با وجود چنین ماده ای نه تنها حمایت از خانواده های ایرانی نیست بلکه متزلزل کننده ارکان خانواده هاست و به عنوان یک زن کاملا نگران و بی اعتماد نسبت به این لایحه هستم!

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 10:47 توسط رها کامران |

شعر

رهایی است

نجات است و آزادی

تردیدی ست

که سرانجام

به یقین می گراید

و گلوله ای

که سرانجام کار

شلیک می شود
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 10:10 توسط رها کامران |

دوست دارم بنویسم!

اما توهم توطئه همه جای این سرزمین را تو خودش گرفته است!

وقتی کسی بدون نام و نشان، حتی بدون اینکه منو بشناسه برام پیغام میگذاره که تو مامور هستی و داری بین دوستان ما نفوذ می کنی، واقعا می ترسم! حداکثر آشنایی من از آقایون و خانوم هایی براشون پیغام می گذارم از طریق مطالبشون و عکس هاشونه که روی وبلاگاشون گذاشتن، همین! من حتی یکبار هم اینها را ندیدم و حتی نمی دونستم که اینهابا هم دوست هستند و فقط از روی لینک هاشون با اونا آشنا شدم و اونایی که از مطالبشون خوشم اومده رو براشون پیغام گذاشتم! حالا چرا فکر می کنید من مامور هستم نمی دونم؟!

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 9:22 توسط رها کامران |

وبلاگ نویسی پدیده نسبتا جدیدی است که با سرعتی قابل اعتنا همه گیر شده و به عنوان ابزار نشر الکترونیک مورد استقبال حتی روزنامه نگاران حرفه ای قرار گرفته و اغلب نویسندگان نیز با ترتیب دادن یک وبلاگ آثار خود را برای مخاطب خود قابل دسترس تر می کنند.

هر وبلاگ آئینه ای از نویسنده خود است و به نوعی بروز دهنده شخصیت اوست. چون بنابر علائق و توجه به ساختار شخصیتی خود انتخاب می کند که چه بنویسد و چگونه بنویسد.

با گذاری کوتاه در بلاگ های ایرانی متوجه این نکته شدم که ( البته حدس می زنم) که وبلاگ نویسی در ایران در نزد اغلب دارندگان آن به نوعی مد تبدیل شده و افراد برای اینکه بگویند که بروز هستیم، فضایی را با نام خود در وب اشغال می کنند! اغلب وبلاگ ها بسیار حجیم و سرشار از آیتم های گرافیکی بودند با رنگ هایی گوناگون و گاه متضاد!

فکر می کنم این تنوع رنگی علیرغم اینکه حرفه ای نیست اما نشان دهنده یکجور تنوع طلبی در نزد ایرانیان است که زائیده روح شرقی آنان است که پیوند خود را با طبیعت از دست نداده است. این روحیه چون دچار نوعی سرخوردگی شده و هدایت نگردیده خود را اینگونه معرفی می کند!

محتویات درصد بالایی از وبلاگ ها خبری از مسائل خصوصی افراد دیگر بود. بنظرم چون جامعه ایرانی جامعه ای در حال گذار است و هنوز فرآیند توسعه را به بطور کامل سپری نکرده از برخی معظلات فرهنگی رنج می برد که از آن به تاخر فرهنگی یاد می شود. وقتی پدیده ای جدید وارد عرصه عمومی زندگی ما می شود ناخودآگاه می خواهیم با آن راهی برای سرک کشیدن به حوزه خصوصی افراد مختلف پیدا کنیم.

شاید این امر ناشی بی معنی بودن مرزهای زندگی شخصی افراد در نزد ما باشد. و از طرفی ناشی از نبود ابزارهای مناسب اطلاع رسانی همگانی در سطح جامعه ما باشد که درنوردیدن اینگونه مرزها نوعی هیجان به زندگی ما می بخشد.

نتیجه این کار نوعی تخلیه روانی از سوی نویسنده و کاربران وبلاگ است که دچار سرخوردگی شده بود اما اینک جایی برای رها شدن پیدا کرده و به این شکل خود را نشان می دهد!

برای شناخت بیشتر و آگاهی از این پدیده از آقای بهمنی دعوت می کنم!

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 12:38 توسط رها کامران |

این یک شروع است!

                                 یک شروع جدید ...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 13:7 توسط رها کامران |